
ای پرچمدار شیعه و رئیس مذهب جعفری، ای ششمین نور سرمدی، تاریخ از کدام مصیبت تو شکوه کند، تاریخ ناتوان از حکایت غربت توست. کوچههای مدینه هنوز هم یاد تو را دارند و داد مظلومیتت را سر میدهند. خاک بقیع، مناجاتهای شبانه ات را فریاد میزند و سنگهایش اشک خشکیدهات را به تفسیر میکشند. اینجا هنوز هم بوی کلاسهای با صفایت را دارد. وقتی نسیم صبح وزیدن میگیرد، صدای «ان شفاعتنا لا تنال مستخفا بالصلوة» عارفانهات به گوش میرسد. منادی هنوز هم با غمی به بلندای آسمان فریاد برمیآورد که به جرم پاسداری، پایه گذار مذهب و الگوی عدل صادق آل محمد (صلیاللهعلیهوآله) را کشتهاند.... در تقویم این تاریخ پر فراز و نشیب، حزن انگیزترین روزها، روز شهادت است. آن هم در مکانی چون مدینه و در کنار قبر پیغمبر(ص)، اشکها مجال بهانه ندارند و بر کویر گونهها چون باران بهاری میبارند. عشاق، کوچهها را یک به یک پی غمخوار میگردند. میخواهند صاحب شب را پیدا کنند. میروند و میروند، تا دیوارهای بقیع تکیه گاه خستگیشان گردد. بوی غمِ مظلومیت تمام آسمان مدینه را در خود غرق نموده است. او که مدرس توحید مفضل بود، بعد از امیرالمؤمنین (علیهماالسلام) بهترین ادله عقلی را به یادگار گذاشت. آری او، امام جعفر صادق(علیهالسلام)، امام عشق و دانش و آزادی، حال دیگر در بقیع غریب آرمیده است.
|