
 امروز از سفر خوزستان برگشتم.طبق معمول روزهای تعطیل با بچه ها بحث سر این بود که کجا برویم؟ چون در قم فامیل نداریم معمولاً در روزهای سرد زمستان که رفتن به تهران نزد بستگان و مراکز تفریحی اطراف قم منتفی است فقط سه گزینه برای مان وجود دارد:حرم مطهر،مسجد جمکران یا شهیدان گمنام... خوشبختانه خانواده ما هر سه این مکان های مقدس رو دوست دارند. اما امروز مائده خانم-دختر کوچک ما-جای دیگری رو پیشنهاد داد.البته تا حدودی از پیشنهاد او متعجب شدیم....مائده گفت: به منزل طباطبایی برویم!!! خوبه بدونید دختر کوچک ما یعنی مائده خانم بجای آمادگی به مرکز آموزش قرآن اشاره ای می رود که زیر نظر آقای سید مهدی طباطبایی پدر محمد حسین طباطبایی معروف اداره میشه. خلاصه پذیرفتیم و راهی منزل آقا سید شدیم.مناسبت هم وجود داشت: عید غدیر - دیدار با سادات و گرفتن عیدی!! چون خانواده هم همراه ما بودند آنها به طبقه بالای منزل شان یعنی محل خانم ها رفتند و من و احمد و مائده هم خدمت خود آقا سید رسیدیم.صحبت های زیادی رد و بدل شد که بیشتر حول محور برنامه های آموز قرآن به روش اشاره ای بود. آقای طباطبایی از وضعیت یکی از شعب شان در شهر زابل نگران بودند که 300 دانش آموز دارد ولی به دلیل پایان مهلت قرارداد اجاره و نداشتن محل مناسب در حال تعطیل شدن است.وی تاکید داشت که سلاح مخالفان مذهبی ما قرآن است و اگر ما بتوانیم بچه های حافظ تربیت کنیم آنها خلع سلاح خواهند شد و چیزی برای گفتن ندارند. خلاصه کلام چون نزدیک اذان مغرب بود و ما هم دیر رفته بودیم لذا عیدی ها رو گرفتیم و سر راه چند نون سنگک خریدیم و راهی منزل شدیم. جای شما خالی بود... خانواده ای با صفا و صمیمی،قرآن دوست و فضایی کاملاً معنوی...
 این هم عکس مائده خانم
|