کل بازديدها:----94422---
بازديد امروز: ----36-----
بازديد ديروز: ----158-----
جستجو:
فروردين85 - حرف هاي جواني
  • درباره من
  • لوگوي وبلاگ
    فروردين85 - حرف هاي جواني

    پيوندهاي روزانه

  • لينک دوستان من
    يا مهدي ادرکني
    دنياي جواني
    دنيا به روايت يوسف
    جوان ايراني
    از يک روحاني
    وبلاگ گروهي فصل انتظار
    ورود پسرا ممنوع
    پيمان دانلود
    کجاييد اي شهيدان خدايي
    نسيمي از بهشت ...
    عطاري عطار
    کالبد شکافي جون مرغ تا ذهن آدميزاد !
    پوست کلف
    شميم وصل
    دست نوشته هاي بي معرفت
    يک امل مدرنيسم نشده
    آدمک ها
    تخیّلات خزان‌زده یک برگ بید
    سوزن بان
    يوسف گم گشته
    شاهد
    آقاشير
    حرفاي خودموني من
    راديوي نسل برتر
    مدير پارسي بلاگ
    روانشناسي آيناز
    به خود آييم و بخواهيم،‏که انسان باشيم...
    تکنولوژي کامپيوتر
    خط بارون
    کـــــلام نـــو
    قافله شهدا
    .:: رمز موفقيت ::.
    زير آسمان خدا
    عشقي
    همسفر مهتاب
    گل نرگس
    ايران اسلام
    سياست
    ألا إنَّّ حِزبَ الله هُمُ الغالِبُون
    پاک ديده
    پرهیزکارعاشق است...!
    وبلاگ رسمي دوستداران و منتقدان دکتراحمدي نژاد
    خلوت تنهايي
    هرچه مي خواهد دل تنگت بگو(مشاوره)
    آموزه
    شور شيرين
    توکاي شهر خاموش
    علوم قرآني
    وقايع
    دانستنيهاي علمي ، تاريخ، ترفند ، دانلود
    خانه اطلاعات
    پيامبر اعظم
    دسته کليد
    نان ، عشق ، موتور هزار
    کانون گفتمان قرآن
    ياد ايام
    اقاليم قبله
    آخوندها از مريخ نيامده اند!!!
    رايحه عشق
    پرسش مهر 8
    بچه دانشجو !
    مدينه
    گل نرگس
    لينکستان
    طوبي
    منصوره معتمدي
    يادنامه
    جامعه اسلامي دانشجويان
    مقاومت
    پايگاه آيت الله حائري شيرازي
    علميران
    علمي
    شبکه المنار
    زن مسلمان
    دل نوشته ها
    افشاي سايت www.roozna.com/ و حزبک اعتماد ملي هدف اين وب لاگ
    خدايا کمکم کن
    دختر غربتي

    تالوگ
    يارب کي آن صبا بوزد کز نسيم او گردد شمامه کرمش کار ساز من
    مليکا
    روايت فجر
    معصومين
    ادبيات
    در پيشگاه قرآن
    اصول گراي آبادگر
    گمگشته
    پاسداران
    وفا لينک
    عشقولانه
    خلبان
    خاکريز
    جوشش عشق
    وبگرد
    نافذ
    دانش نامه ي آزاد
    پيامبر اعظم(ص)
    آريايي بيدارشو
    ترنم باران
  • اوقات شرعي
  • اشتراک در وبلاگ

    نام:

    ايميل:

     
  • مطالب بايگاني شده
  • وضعيت من در ياهو
       1   2   3   4   5   >>   >
  • + چگونه بر استرس غالب شويم
    نويسنده: جوانان ايران زمين سه‏شنبه 29/1/1385 ساعت 9:28 عصر

    طنين


    چگونه بر استرس غالب شويم



     


    هر فردي فشار رواني را در زندگي خود تجربه مي کند، کشاورز ساکن روستا، مادري که از فرزندان خود مراقبت مي کند، پدري که از عهده مخارج زندگي برنمي آيد، جواني که در حال ازدواج است، دانش آموزي که در فصل امتحانات است، فردي که به دليل بيماري نياز به درمان دارد و مديري که بايد تصميمات مهم اتخاذ کند و مردم فشار رواني را در سراسر تاريخ تجربه کرده اند، فشار رواني بخشي از زندگي انسان است و در هنر و ادبيات تمامي دوره هاي زندگي انسان نيز وجود داشته است.


     استرس زماني است که شما مي گوييد، در رنجم، تحت فشارم، بي قرارم، عصباني هستم، مي ترسم، پريشانم، نمي دانم چه کاري بايد انجام دهم، ديگر نمي توانم تحمل کنم و تا کي اين وضع ادامه خواهد داشت. کارشناسان و آگاهان معتقدند که اين گفته ها از وجود فشار رواني حکايت مي کند. اين کارشناسان مي گويند: با زباني ساده تر همه افراد. هم در زمان خوشحالي و هيجانات مثبت و هم در زمان ناراحتي و هيجانات منفي فشار رواني را تجربه مي کنند، اما هنگام ناراحتي و عصبانيت، شدت فشار رواني بالاتر است و گاهي هم به صورت مزمن و طولاني اين حالات ادامه پيدا مي کند.


    دکتر «جلال شاکري» روان پزشک مي گويد: به طور کلي آهنگ زندگي سرعت يافته است و شايد دلايل اين سرعت را بتوان به زندگي سنتي، کاهش روابط اجتماعي، کم شدن حمايت اجتماعي، تغيير ارزش ها و اعتقادات، عمل نکردن به مفاهيم ديني، رژيم غذايي نامناسب و مصرف بي رويه دارو مربوط دانست. وي اضافه کرد: افرادي که در زندگي با شکست هايي چون فوت همسر، جدايي و طلاق و محدوديت زندگي مواجه هستند در معرض آسيب پذيري بيشتري قرار دارند.


    وي گفت: سالمندان به دليل تجربيات زندگي، کهولت سن، واکنش هاي سوء، مرگ عزيزان و از دست دادن استقلال اقتصادي، به افراد ديگر جامعه خصوصا فرزندان وابسته مي شوند که اين عوامل مشکلات جسمي و رواني زيادي چون افسردگي و اضطراب را در دوران سالمندي افزايش مي دهد. «رضا مرادحقيقيان»، کارشناس بهداشت رواني مي گويد: نشانه هاي فشار رواني بر احساسات، افکار و رفتارها و جسم اثر مي گذارد. وي گفت: احساس اضطراب با تحريک پذير شدن، احساس هراس و ترس، تغييرات خلقي مثل عصبانيت و خشم خود را نشان مي دهد. وي اضافه کرد: احساس بي ارزشي و دست کم گرفتن خود، نداشتن تمرکز، نگراني در مورد آينده، فراموشکاري، ترس از شکست، خجالت زدگي، اشتغال ذهني با کارهاي روزمره و افکار خودانتقادگرانه منفي، افکار افسرده ساز هستند. حقيقيان افزود: فشارهاي رواني بر رفتار به صورت لکنت زبان و ساير مشکلات گفتاري مثل با عجله صحبت کردن، بريده بريده و يا با تن صداي پايين صحبت کردن خود را نشان مي دهد.


    وي گفت: خنديدن با صداي بلند و حالت عصبي صدا، افزايش مصرف سيگار گريه بدون دليل آشکار، ساييدن دندان ها روي هم، فقدان ميل جنسي، انزواي اجتماعي، افزايش پرخاشگري، عصبانيت و افزايش تمايلات وسواسي از ديگر موارد فشارهاي رواني است. وي از تعريق و دست هاي مرطوب، لرزش، خشکي گلو و دهان، تکرر ادرار، سوء هاضمه، استفراغ، سردرد، درد گردن يا پشت، افزايش ضربان قلب، تيک هاي عصبي، مشکلات خواب، فقدان اشتها و يا پرخوري افراطي به عنوان علائم فشار رواني بر جسم ياد کرد.


    حقيقيان گفت: در بعضي از افراد، بيشتر عضلات از فشارهاي رواني تاثير مي پذيرند و نشانه هايي چون سردردهاي مختلف را به وجود مي آورند، در برخي افراد، سيستم قلبي و عروقي تحت تاثير فشار رواني قرار مي گيرد و تپش قلب پيدا مي شود در حالي که در برخي افراد ممکن است دستگاه گوارش آسيب پذيرتر باشد. حقيقيان گفت: افراد صرفا قرباني استرس نيستند، بلکه نوع قضاوت، طرز فکر، برداشت و تجارب، خلق وخو و روحيه افراد مي تواند باعث اين تفاوت ها باشد. وي افزود:فرد با يادگيري و شناختن قادر خواهد بود با آگاهي، پيش بيني فعاليت و برنامه ريزي، بيان خواسته ها، کنترل عصبانيت، گذشت، بخشش و حتي اجتناب، ميزان فشار رواني خود را کاهش دهد.


    نظرات ديگران ( )

  • + سياحت در قيامت
    نويسنده: جوانان ايران زمين سه‏شنبه 29/1/1385 ساعت 9:10 عصر

      سياحت در قيامت


    فاطمه عبداللهى



    معاد يکي از اصول و پايه هاي اساسي دين مقدس اسلام است. مساله معاد آنقدر گسترده است که مانند اقيانوسي ناپيدا کرانه تمام زندگي انسان را از آغاز تکليف تا رسيدن به لقاء پروردگار متعال فرا مي گيرد؛ اگرچه موج هاي خطرناکش از دور مشاهده مي گردد ولي صداي دلنشين آن و زيبايي هاي ديگرش حس کنجکاوي انسان را بر مي انگيزد. توجه به اصل معاد و جزئيات آن در روح انسان اثر سازنده اي مي گذارد و در وجود او نيروي بازدارنده اي در مقابل گناهان و مفاسد اخلاقي ايجاد مي کند به گونه اي که اين دو او را به راه مستقيم مي کشند و به سرمنزل سعادت مي رسانند و براي همين است که قرآن کريم حساس ترين آيات و جالبترين نکات را درخصوص معاد بيان فرموده است.
    عميق ترين و حيرت انگيزترين مطلب در موضوع معاد گذشتن از گذرگاه هاي قيامت است. سفري بسيار طولاني در پيش است با راه هاي خطرناک و گردنه هاي صعب العبور، سخت و توشه کم.
    حضرت علي عليه السلام فرمود: «آه از کمي توشه و طول سفر و وحشت و خوف راه و سختي ورودگاه (قبر و برزخ و قيامت)».
    حضرت علي بن ابيطالب(ع) در سخنان درگهربارش، ايستگاه هاي قيامت را به گردنه هاي ترس آور و هولناک تشبيه مي کند که عبور از آنها سخت و جانفرساست.
    «خداوند شما را بيامرزد، وسايل سفر آخرت را آماده نماييد که نداي کوچيدن در ميان شما داده شده(و به سوي خدا) بازگرديد با توشه شايسته که به آن دسترسي داريد، زيرا که جلو شما گردنه ناهموار و منزل هاي ترس آور و هولناک است که از وارد شدن و توقف در آنها ناگزيريد».
    مواقف قيامت بسيار است و در ايستگاه هاي مختلف، کاروان بشر را متوقف مي سازند و اعمال و کردار او را مورد بررسي قرار مي دهند.
    امام صادق عليه السلام فرمود:
    «هان اي مردم به حساب اعمال خود برسيد پيش از آنکه شما را در پاي حساب نگهدارند، زيرا که در قيامت پنجاه موقف هست که طول مدت هر موقف هزار سال است به حساب شما.»
    سپس اين آيه را تلاوت فرمود: «في يوم کان مقداره خمسين الف سنه»
    «در روزي که اندازه آن پنجاه هزار سال است.»
    سخت ترين گردنه ها وهولناک ترين ايستگاه ها، موقف ارزيابي و سنجش اعمال با حضور شاهدان روز قيامت در دادگاه عدل خداوندي است دادگاهي که بندگان صالح و شايسته خدا را مي گرياند.
    جناب سلمان که مدال پر افتخار «سلمان منا اهل البيت-سلمان از ما خاندان رسالت است» را دريافت کرده و در اثر ايمان و طاعت در سلک اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام داخل شده است، با اين وصف براي موقف حساب و عرض اعمال گريه مي کند.
    امام صادق(ع) فرمود: سلمان مي گفت از شش چيز درشگفتم، سه تاي آنها مرا مي خندانند و سه تاي آنها مرا مي گريانند، اما آن سه که مرا مي گريانند: 1-جدايي از دوستان (محمد(ص) و طرفداران آن حضرت) 2-هراس از مرگ و قيامت 3-ايستادن در پيشگاه خدا براي عرض اعمال و رسيدگي به حساب
    در اين زمينه پيام هاي مهم تربيتي و هشدارهاي حساس از سوي پيشوايان معصوم رسيده است که توجه به آنها، توسن سرکش هوي و هوس را مهار و انسان را از خواب غفلت بيدار مي کند و او را به مسئوليت هاي اعمال خويش متوجه مي سازد. امام صادق(ع) فرموده است: اگر براي موقف حساب، هيچ سختي و ترس و وحشتي نبود بجز نشان دادن اعمال در پيشگاه خدا و رسوايي کنار رفتن پرده ها از روي اعمال پنهاني، براي همين سزاوار بود که انسان از آباداني دوري گزيده و در سر کوه ها بسر برد، چيزي نخورد و نياشامد و خواب و استراحت را بر خود حرام کند مگر در حال اضطراري که او را به کام مرگ فرو مي برد.»
    حضرت علي بن الحسين(ع) فرمود:
    «سخت ترين ساعات فرزندان آدم سه ساعت است، اول در آن هنگام که در حال انتقال از اين سرا و حاضر شدن فرشته مرگ است، دوم آن هنگام که سر از قبر بيرون کشد و احوال و اوضاع آن روز(رستاخيز) را ببيند سوم زماني مي باشد که براي عرض اعمال و رسيدگي به حساب در پيشگاه خداوند بايستد، آن وقت يا اهل آتش است که به جهنم رود يا اهل بهشت است و به سوي آن رهسپار شود.»
    اما بدان که اين ساعات بسيار نزديک است، نزديک تر از چشم به ابرو خيلي نزديک است، باور کنيم!
    آيا هيچ باورمان مي آيد که شايد تا چند لحظه ديگر زنده نباشيم؟ چيزي که براي عده اي حتمي است، خود ما هم مشاهده کرده ايم و مي کنيم. همه اينها براي باور ماست، چه بسا فردا هم ما «مرده اي» باشيم که بر صفحه يقين ديگران حک بشويم
    تازه آن وقت به خود بياييم و فرياد بزنيم: خدايا مرا به دنيا بازگردان ، تا انسان صالح و مفيدي باشم
    و جواب بشنويم: هرگز
    اين صحنه، حقيقتي است که واقع خواهد شد، همان طور که قيامت برپا خواهد شد. قيامت نيز مانند «مرگ» در يک لحظه تحقق مي يابد، بلکه زودتر از يک لحظه، از يک لحظه، از يک چشم بر هم زدن نيز کمتر، خيلي خيلي زود
    چه بسا در آينده اي نزديک، زمين زير و زبر شود، درياها بخشکد، کوه ها از هم بپاشد، خورشيد بي فروغ شود و قيامت تحقق بيابد.
    آيا آماده مسافرت هستيم؟ اگر آري، پس کوله بار خود را آماده کنيم، توشه سفر برگيريم، حساب ها را تسويه کنيم که مرگ نزديک است و پس از مرگ نيز قيامت حتمي است.
    بعد از فراغت از بحث عالم «برزخ» و چگونگي آن شروع مي کنيم به بحث درباره عالم قيامت که ششمين عالم و هجدهمين مرحله از دوران عمر انسان مي باشد. اکنون با هم به تماشاي صحنه هايي از قيامت مي رويم، تا بيشتر باورمان شود که «آخرت»کجا است و چه ماجراهايي دارد...


     


    نظرات ديگران ( )

  • + تفاوت زن و مرد از لحاظ خلقي
    نويسنده: جوانان ايران زمين سه‏شنبه 29/1/1385 ساعت 1:12 عصر


    زنان بيش از مردان افسرده مي شوند و ظاهر افسرده پيدا مي کنند اما افسردگي آنها سطحي و موقتي است .


    يکي از تفاوت هاي عمده زن و مرد نحوه برخورد آنها با فشارهاي عصبي و روحي است . مردها در اين مواقع بيشتر گوشه گير شده و در خود فرو مي روند ؛ در صورتي که زن ها به هيجان آمده مسئله را مطرح مي کنند.


    براي دستيابي به آرامش و حالت عادي ، مرد در جهت حل مسئله مي کوشد ، و زماني که مسئله حل شد از لاک خود بيرون مي آيد . ولي زن بيشتر نياز به همدردي دارد.


    مردان علاقه مندند مسائل شان را به تنهايي حل نمايند ؛ لذا سعي مي کنند مشکلاتشان را براي کسي مطرح نکرده و صحبتي از آن به ميان نياورند در صورتي که زن ها دوست دارند در مواقع ناراحتي با کسي حرف بزنند. زن ها روابط حمايتي را جستجو مي کنند. زن ها رابطه گرا هستند و مردها هدف گرا.


    در دوستي ، زنان علاقه مندتر مي شوند و عاطفي تر برخورد مي کنند در حالي که دوستي مردان قوي تر و عميق تر است.


    تفاوت عمده زن و مرد در دوستي آنهاست. زنان نسبت به مردان با دوستان خود نزديک تر و صميمي تر مي شوند و بيشتر درد دل مي کنند، يعني مسائل دروني را بيشتر بازگو مي نمايند؛ در حالي که مردان با دوستان خود بيشتر در فعاليتي مشارکت مي کنند. مردان نسبت به دوستان خود احساس مسئوليت بيشتري دارند و نسبت به زنان در اين مورد با گذشت ترند.


    يکي از جنبه هاي تفاوت هاي زن و مرد، در مهرورزي نسبت به ديگران است. در اين مورد ديدگاه قالبي مهرورزي زنان بيش از مردان مي داند


    منبع : مقدمه اي بر روان شناسي ازدواج


    تأليف : زهره رئيسي



    نظرات ديگران ( )

  • + زن در سينماي معاصرايران
    نويسنده: جوانان ايران زمين يکشنبه 27/1/1385 ساعت 9:21 عصر

     

    تصوير زن در سينماي ايران؛ تکريم ياتخفيف؟!


    طرح موضوع «زن در سينماي ايران» با وجود بحث هاي فراوان در حاشيه و متن، هنوز زنده و داراي کارکردي بنيادين است. بررسي اين مقوله به دور از صدور احکام کلي وتقويت ديدگاه هاي متعصبانه، حداقل مي تواند در پوششي تئوريک جلوه هاي عيني تفکر ضدزن را به پرسش بگيرد. شمايل زن خوب در سينماي مردانه ايران ، به تصويري اثيري، منفعل، نيکوکار و فرشته خو همواره فروکاسته شده؛ چنان که زنان بد، بيشتر موجوداتي اند که درکار تخريب اقتدار مردانه، چارچوب هاي تعيين شده را رعايت نکرده اند. بدين سان در اکثر فيلم هاي ايراني شاهد تصويري دستکاري شده از زن بوده وهستيم.
    در فيلم هايي که حاصل نگاهي يکسونگر به زن اند، ضرورت حضور زن به عنوان نيمي از اجتماع مطرح نيست. درستي اين نگاه در گرو حذف زن از خيل فراوان فيلم هاست ، آثاري که زن در آنها از شأن انساني خود فرسنگها دور شده و به هيأت موجودي مضحک درآمده است . بنابراين يکي ازمهم ترين علل استفاده فيلمسازان از زن، تضمين جذابيت فيلم والبته کشاندن تماشاگران به سينماست؛ سينمايي که در بند کليشه هاي رايج به سادگي انسان را به همراه پيچيدگي ذهني ، عواطف وتمايلات طبيعي اش فداي تعريف هاي کلي و تيپيکال مي کند. سرچشمه اصلي محدوديت زن در سينما، به محدوديت او در اجتماع برمي گردد که طبق سخن «جانستن» معضلي جهانشمول است .
    يکي از مهم ترين مؤلفه هاي شناساي فيلمفارسي ، بي هويتي زنان است ؛ بطوري که شکل مطيع آن پايبند شوهر وفرزندان در خانه مشغول خياطي و… است ونوع سرکش وعصيانگرش در کافه ها مشغول رقص.


    تهمينه ميلاني که فيلم هايش همگي در ارتباط با وضعيت زن در اجتماع است ، مي گويد: «فيلم هايي ساخته مي شوند صرفاً براي سرگرم کردن مردم وهيچ تأکيد خاصي هم ندارند. دراين فيلم ها موضوع زنان اصلاً قابل بحث نيست. وجود چنين فيلم هايي براي رونق بخشيدن به سينماها ضروري است . اما فيلم هاي ديگري هم هستند که براساس ديدگاه نويسنده يا کارگردانشان دراين مورد جهتگيري مي کنند. هرکسي تفکرش نسبت به اجتماع و زن را در فيلم هايش مطرح مي کند، پس طبيعي است که جهت گيري کارگرداني که در خانه زن آزار است با جهت گيري من در فيلم هايم تفاوت کند. البته وجود آن گونه فيلم ها هم ضروري به نظر مي رسد، چرا که اين تنوع منجر به چالش مي شود وازاين چالش اتفاق هاي خوب بيرون مي آيد.


    تصوير اغراق گونه زنان غرغرو و نق نقو در سينما يا تلويزيون قطعاًمنجر به چالش مي شود. نکته جالب اين که هرگاه چنين تقابل وچالشي به وجود آمده، بلافاصله منجر به ساختن فيلم هايي شده که موضوع اصلي آنها بزهکاري زنان است . درباره اين دوره مي توان ادعا کرد که هيچ فيلمي با اين ويژگي ها، زن را ناديده نگرفت، به گونه اي که او را يا در قالب معشوقه، يا فاحشه و يا کلفت به تصوير کشيد. نيکي کريمي بازيگر سينما به پرسش درخصوص وضعيت زن چنين پاسخ مي دهد: «همان گونه که در اکثر فيلمها نگاه درستي به مرد نيست، طبعاً نگاه صادقانه اي به زن هم وجود ندارد. واقعيت ديگر درباره حضور زن را صنعت سينما رقم مي زند.سينما براي حفظ چرخه اقتصادي خود، زن را به گونه اي که دوست دارد تصوير مي کند و اين وضعيت چيزي است که در تمام دنيا مصداق دارد. من فکر نمي کنم که قضاوت هاي کلي مؤثر باشد، بايد به ريشه ها پرداخت و فرهنگي که چنين ذهنيتي از زنان را در درون مي پروراند.»
    اگرچه وضع محدوديت ها، پس از انقلاب، به وهن فيلمفارسي پايان داد اما شرايط جديد نوع تازه اي از ابتذال را در سينما و در ارتباط با زن تقويت کرد. بسياري از فيلم ها يا به ناديده گرفتن زنان پرداختند يا داستان خود را بر مبناي انفعال و ضعف آنان استوار کردند و يا با ارائه چهره اي فعال، آنان را در موقعيت قهرمانان پوشالي قراردادند.


    بايد ديد تا چه زماني فيلم ها مي توانند با تکيه بر عنصر جذابيت، نگاه ضدزن را عمل و در جامعه گسترش دهند. مجيد مدرسي (تهيه کننده) مي گويد: «تصوير زن در سينماي پس از انقلاب به هيچ وجه قابل مقايسه با دوران پيش از انقلاب نيست. گذشته از اين زيباترين نگاه به مقام پرارج زن، اتفاق مهمي است که دراين سالها افتاده است.


    روزنامه ايران


    نظرات ديگران ( )

  • + دختران و خانه‌اي از آنِ خود
    نويسنده: جوانان ايران زمين يکشنبه 27/1/1385 ساعت 6:0 عصر

     

    دختران و خانه‌اي از آنِ خود


    فهيمه خضرحيدري


    سال‌ها دخترِ اين خانه بوده است. خوب يا بد، شب و روزش را اينجا، ميان آدم‌هايي که دوستشان داشته و رشته‌هايي عميق و پيچيده او را به آنها مي‌پيوندد، گذرانده است. اينجا به دنيا آمده، کودکي کرده، گريسته، خنديده، خوابيده و روياهاي شيرين ديده، بيدار شده و تلخي واقعيت را، همان‌طور که بزرگ و بزرگ و بزرگ‌تر مي‌شده، آرام‌آرام به درون کشيده است. حالا اما ديگر هم‌قد مادرش است؛ آينة جواني او با آرزوها و اهدافي که چنان دور و دراز و متفاوت‌اند که ناگزير از او مي‌خواهند تا پيوندها و تبارمندي‌هاي اوليه را پشت سر بگذارد و به افق‌هاي دورتر و تجربه‌هاي دست‌نيافته بينديشد. ديگر به‌راحتي در همة برنامه‌هاي خانواده شرکت نمي‌کند. دوستان و برنامه‌هاي خودش را دارد. درس مي‌خواند. کار مي‌کند و مي‌خواهد مستقل باشد و اين زماني است که کوله‌بارش را مي‌بندد و با خود مي‌گويد: «هيچ پديدة در حال رشدي نمي‌تواند به شکل پيشين خود برگردد!» و مي‌رود تا زندگي خودش را بسازد؛ گرچه همچنان با زندگي‌اي در پيوند است که پاورچينِ خاطره‌اش، هر صبح که خورشيد تکه‌تکه روز را روشن مي‌کند، قلب او را مي‌نوازد.


    نسل جوان امروز با دوگانگي عجيبي روبه‌روست. از يک سو، ارزش‌هاي سنتي ريشه‌دار همچنان بر وابستگي طولاني‌مدت به نهاد خانواده تأکيد دارد و گاه در اين راه حتي حاضر است شکاف موجود ميان نسل‌ها را نيز ناديده بگيرد، از سوي ديگر، مدرنيته و پيامدهاي قطعي و جهاني آن ادامة وابستگي تامِ فرد را به خانواده‌اي که در آن رشد کرده است نه‌تنها لازم نمي‌داند بلکه تقريباً غيرممکن فرض مي‌کند. امروز با گسترش طبقة متوسط شهري و به‌رسميت شناخته شدنِ هرچه بيشترِ مفاهيمي چون «شخصيت» و «فرديت»، روياروييِ با سنت‌ها نيز ناگزير پيش مي‌آيد. چراکه اين سنت‌ها هنوز و همچنان در تمام سطوح زندگي مدرن حضور دارند. بسياري از خانواده‌هاي ايراني هنوز نسبت به خارج شدن دخترانشان از خانواده به علت‌هايي غير از ازدواج چندان خوش‌بين نيستند.


    خانة مجردي و مفهوم ضمني آن
    مجرد که هستيد، تنها و مستقل هم که زندگي مي‌کنيد، از همه مهم‌تر زن هم هستيد، پس بايد گفت آنچه خوبان همه دارند شما يکجا داريد تا به‌راحتي مورد مشکوکي شناخته شويد!
    دکتر ناصر قاسم‌زاده، در مورد آنچه که معمولا ً از عبارت «خانة مجردي» به ذهن افراد متبادر مي‌شود، بخصوص وقتي اين خانه متعلق به زن جواني باشد، مي‌گويد: «ما عادت کرده‌ايم که خيلي راحت از نيازهاي جنسي جوانان بگذريم و اين مسئله را ناديده بگيريم و، به‌خاطر نظارت صحيح نداشتن به اين موضوع، جوان ممکن است دچار افراط و تفريط شود.


    در فرهنگ تودة جامعة ما، از آنجا که پدر و مادر در تربيت جنسي فرزندانشان تقريباً هيچ نقشي ندارند، هميشه نوعي بدبيني و سوء‌تعبير در چنين گزينش‌هايي مثل زندگي مستقل خانم‌ها وجود دارد و تعميم دادن هم که از صفات بد ماست. البته امکان دارد اين مسائل براي قشري ابداً مطرح نباشد، ولي در مجموع نگاه منفي وجود دارد، اينکه خوب حالا اين خانم اصلا ً به چه دليل مي‌خواهد تنها زندگي کند، مگر مي‌خواهد چکار کند که در خانة پدرش امکانش نيست و برداشت‌هاي مشابه اين.»


    دکتر ناهيد مطيع نيز معتقد است انگ‌ها يا برچسب‌هايي که به افراد مجردي که زندگي مستقل دارند زده مي‌شود مربوط به عرف اجتماعي ماست که هنوز اين پديده را نپذيرفته و شايد با چند نمونة منفي که ديده شده جامعه آن را به کل اين جريان تعميم داده است.
    دکتر مطيع مي‌گويد: «به‌هرحال وقتي که عرف مخالف حرکتي است مسلّم است که هر انگي هم به آن حرکت خواهد زد و از آنجا که در فرهنگ مردسالار ما معمولا ً همة درهاي بسته به روي مردها باز است، در نتيجه زناني که در طلب استقلال هستند به‌مراتب شرايط سخت‌تري را تجربه مي‌کنند. ولي نبايد فراموش کرد که در عرف اجتماعي ما حتي مجردي زندگي کردن مردها هم تابو به‌حساب مي‌آيد که ممکن است خيلي زير ذره‌بين باشد. چراکه ازدواج در اين جامعه هنوز تنها راه پذيرفته‌شده براي استقلال به حساب مي‌آيد و ترجيح داده مي‌شود همة افراد را دربر بگيرد. پس تنها زندگي کردن چه براي مرد و چه براي زن گونه‌اي انحراف به شمار مي‌رود و چشم‌هايي هم هستند که مواظب مرد مجردند که قطعاً اين چشم‌ها در مورد زن مجرد خيلي مشخص‌تر، بي‌پرده‌تر و منفي‌تر عمل مي‌کنند.»


    دکتر قاسم‌زاده معتقد است که براي تغيير چنين نگاهي در جامعه نسبت به زندگي مستقل زنان در درجة نخست بايد نگاه خود زنان نسبت به توانايي‌ها و امکاناتشان تغيير کند. او معتقد است که در اين صورت کم‌کم نگاه مردان جامعه نيز متعادل‌تر خواهد شد.
    سخن گفتن از استقلال فردي و اجتماعي و حتي جنگيدن براي آن، در بيشتر موارد، بسيار ساده‌تر از مستقل زندگي کردن است. نتيجة تحقيقات سازمان ملي جوانان نشان مي‌دهد 27 درصد از جوانان ايراني مستقل زندگي مي‌کنند. براساس اين تحقيقات، جوانان در گروه سني 25 تا 29 سال اغلب در واحدهاي کمتر از 40 متر زندگي مي‌کنند. در اين تحقيقات هيچ اشاره‌اي به ترکيب جنسيتي جوانان مستقل نشده است. با وجود اين، هستند زنان و دختراني که زندگي مستقل را انتخاب کرده و توانسته‌اند استقلال و فرديت خود را حفظ کنند. آنچه مسلّم است مشکلات و موانع بسياري بر سر راه جوانان با اين انتخاب وجود دارد، ولي شواهد نشان مي‌دهد تعداد دختران مستقل در چند سال اخير رو به افزايش بوده است.
    زندگي مستقل، فرديتِ روبه‌گسترش، کنارگذاشتن مفاهيم کهنه و فرسوده، و آزادي و امنيت براي انتخاب شيوة زندگي، زندگي‌اي که فقط يک بار امکان دارد، همة اينها، فکرهايي است که با باد سرد پاييز دور سرت مي‌چرخد و تو فکر مي‌کني شايد زندگي هر قدر پيچيده‌تر مي‌شود مي‌خواهد به ما ياد بدهد که بايد ساده‌تر باشيم، ساده‌تر ببينيم، ساده‌تر درک کنيم و ساده‌تر بپذيريم.


    نظرات ديگران ( )

       1   2   3   4   5   >>   >