کل بازديدها:----94421---
بازديد امروز: ----35-----
بازديد ديروز: ----158-----
جستجو:
تنبيه و تشويق کودک - حرف هاي جواني
  • درباره من
  • لوگوي وبلاگ
    تنبيه و تشويق کودک - حرف هاي جواني

    پيوندهاي روزانه

  • لينک دوستان من
    يا مهدي ادرکني
    دنياي جواني
    دنيا به روايت يوسف
    جوان ايراني
    از يک روحاني
    وبلاگ گروهي فصل انتظار
    ورود پسرا ممنوع
    پيمان دانلود
    کجاييد اي شهيدان خدايي
    نسيمي از بهشت ...
    عطاري عطار
    کالبد شکافي جون مرغ تا ذهن آدميزاد !
    پوست کلف
    شميم وصل
    دست نوشته هاي بي معرفت
    يک امل مدرنيسم نشده
    آدمک ها
    تخیّلات خزان‌زده یک برگ بید
    سوزن بان
    يوسف گم گشته
    شاهد
    آقاشير
    حرفاي خودموني من
    راديوي نسل برتر
    مدير پارسي بلاگ
    روانشناسي آيناز
    به خود آييم و بخواهيم،‏که انسان باشيم...
    تکنولوژي کامپيوتر
    خط بارون
    کـــــلام نـــو
    قافله شهدا
    .:: رمز موفقيت ::.
    زير آسمان خدا
    عشقي
    همسفر مهتاب
    گل نرگس
    ايران اسلام
    سياست
    ألا إنَّّ حِزبَ الله هُمُ الغالِبُون
    پاک ديده
    پرهیزکارعاشق است...!
    وبلاگ رسمي دوستداران و منتقدان دکتراحمدي نژاد
    خلوت تنهايي
    هرچه مي خواهد دل تنگت بگو(مشاوره)
    آموزه
    شور شيرين
    توکاي شهر خاموش
    علوم قرآني
    وقايع
    دانستنيهاي علمي ، تاريخ، ترفند ، دانلود
    خانه اطلاعات
    پيامبر اعظم
    دسته کليد
    نان ، عشق ، موتور هزار
    کانون گفتمان قرآن
    ياد ايام
    اقاليم قبله
    آخوندها از مريخ نيامده اند!!!
    رايحه عشق
    پرسش مهر 8
    بچه دانشجو !
    مدينه
    گل نرگس
    لينکستان
    طوبي
    منصوره معتمدي
    يادنامه
    جامعه اسلامي دانشجويان
    مقاومت
    پايگاه آيت الله حائري شيرازي
    علميران
    علمي
    شبکه المنار
    زن مسلمان
    دل نوشته ها
    افشاي سايت www.roozna.com/ و حزبک اعتماد ملي هدف اين وب لاگ
    خدايا کمکم کن
    دختر غربتي

    تالوگ
    يارب کي آن صبا بوزد کز نسيم او گردد شمامه کرمش کار ساز من
    مليکا
    روايت فجر
    معصومين
    ادبيات
    در پيشگاه قرآن
    اصول گراي آبادگر
    گمگشته
    پاسداران
    وفا لينک
    عشقولانه
    خلبان
    خاکريز
    جوشش عشق
    وبگرد
    نافذ
    دانش نامه ي آزاد
    پيامبر اعظم(ص)
    آريايي بيدارشو
    ترنم باران
  • اوقات شرعي
  • اشتراک در وبلاگ

    نام:

    ايميل:

     
  • مطالب بايگاني شده
  • وضعيت من در ياهو
  • + تنبيه و تشويق کودک
    نويسنده: جوانان ايران زمين شنبه 15/4/1387 ساعت 6:1 صبح


    تشويق يکي از ابزار مهم تربيت است که مربي مي تواند از آن بهره گيرد و کودک را به کارهاي نيک علاقه مند سازد. کودک در سايه تشويق، از بسياري از خواسته هاي خود چشم مي پوشد و به راهي که مورد نظر مربي است، قدم مي گذارد.


    تشويق به معناي به شوق آوردن، کار کسي را ستودن و او را دلگرم ساختن است.(1)


    نياز به تشويق از تمايلات فطري هر انسان است که تا پايان عمر در او باقي مي ماند. اين خطاست که تصور کنيم شخص از آن جهت که بزرگ شده است و خوب و بد را مي فهمد، احتياج به تشويق ندارد، زيرا بسياري از تلاشها و رقابتهاي بزرگسالان به منظور به دست آوردن تشويق و تحسين ديگران است.


    شيوه تشويق
    تشويق گاهي زباني است که مربي با دلجويي و بيان جملات محبت آميز، رفتار و گفتار کودک را مورد تشويق قرار مي دهد و او را به کار و راهش دلگرم و اميدوار مي کند و گاهي عملي که مربي با به آغوش گرفتن کودک و نوازش او و نگاه توأم با لبخند و خريد شکلات، اسباب بازي، لباس و گردش او را به خاطر عملي که انجام داده است، مي ستايد.


    نکته لازم به تذکر اين است که در نوع و شيوه تشويق بايد سن و درک کودک را مورد توجه قرار داد و تشويق را به موازات نوع عمل و درک او تغيير داد. به عنوان مثال يک کودک 3 ـ 4 ساله بهترين تشويق براي او، يک شکلات است و براي يک نوجوان 14 ـ 15 ساله، يک گردش علمي و ديدار از موزه ها و شخصيتهاي اجتماعي ارزنده ترين تشويق است.


    آثار تشويق
    1ـ تشويق، خستگي و نوميدي را از کودک دور مي سازد و او را نسبت به هدف و راهي که انتخاب کرده است، اميدوار مي سازد.


    2ـ کودک با تحسين و تشويق، در صدد اصلاح ناسازگاريها و نقاط منفي اخلاقي خود برمي آيد و بسياري از شيوه هاي غلط رفتاري خود را اصلاح مي کند.


    3ـ تحسين رفتار و گفتار کودک باعث مي شود که در سر دو راهيها سرگردان نشود و در کاري که انجام مي دهد، کوشاتر و جدي تر باشد.


    نکاتي پيرامون تشويق
    1ـ هنگام تشويق، کودک بايد بفهمد که به چه جهت مورد تحسين قرار گرفته است.


    2ـ تشويق بايد هر چند وقت يک بار و در برابر کارهاي برجسته کودک باشد، نه به صورت هميشگي و براي هر کاري؛ زيرا در اين صورت، تشويق تأثير خود را از دست خواهد داد.


    3ـ تشويق نبايد از حد اعتدال تجاوز کند، زيرا ممکن است کودک را به خودبيني و خودستايي گرفتار کند.


    4ـ تشويق نبايد شکل رشوه به خود بگيرد، که در اين صورت اثر مثبت و سازنده نخواهد داشت.


    5ـ بايد عمل يا اخلاق نيک کودک را تحسين کرد نه خود او را. او بايد بفهمد که کارش ارزش دارد و او جداي از کارش ارزنده نيست.


    جايگاه تنبيه در تربيت:
    تنبيه به معناي بيدار کردن و آگاه کردن کسي بر امري است. از اين رو تنبيه هميشه به صورت کتک زدن، ملامت کردن و اعمال فشار نيست، بلکه اين هدف (آگاه کردن شخص) ممکن است با نصيحت، ارشاد و موعظه حاصل شود و او متوجه خطاي خود بشود. پس تنبيه به خاطر هدايت است نه فرو نشاندن خشم مربي.


    در نظام تربيتي اسلام اصل تنبيه به عنوان عاملي بازدارنده، پذيرفته شده است زيرا جامعه و مردمي که در برابر اعمال و رفتار خود کنترلي نبينند و با نصيحت و گاه اعمال فشار و کيفر محدود نگردد، طغيان خواهند کرد.


    شيوه تنبيه
    شيوه عاطفي بهترين و موفقترين شيوه هاي تربيتي است. کودک بايد با مفهوم جملاتي از قبيل «دوست دارم و دوست ندارم» والدين آشنا شود و آثار مطلوب و نامطلوب آن را دريابد. تخلفات کودک بايد با چهره ناراضي والدين روبه رو شود و از برخورد مربيان خود راه و روش صحيح و مورد نظر آنها را پيدا کند. او بايد هميشه مورد مهرورزي و خوشرفتاري والدين قرار گيرد تا نصيحتهاي آنها را مانند تابلويي در مقابل خود تجسم کند.


    گاه پيش مي آيد که رفتار خلاف کودک با پند و اندرز اصلاح نمي شود و در شيوه رفتاري خود تغييري نمي دهد. در اين صورت والدين با استفاده از روشهاي مناسب با توجه به نوع و زمان جرم به بازداشتن و تنبيه بدني او با شرايطي اقدام کنند. مربي اگر ناچار از تنبيه بدني شد، کافي است ضربه اي به باسن يا پشت دست کودک بزند و در مواردي که تخلفش بزرگتر و سنگين تر باشد تنبيه شديدتري را اعمال کند.


    تنبيه بدني به عنوان يک عامل بازدارنده ـ در صورت عدم کارآيي ديگر ابزار تربيتي ـ به حساب مي آيد و چندان سازنده نيست؛ زيرا کودک ممکن است از ترس کتک، به ظاهر مرتکب خلاف نشود، اما عادت زشت خود را از دست ندهد.


    امير مؤمنان عليه السلام مي فرمايد:


    «اِنَّ العاقِلُ يَتَّعِظُ بِالاَدَبِ وَ البَهائِمُ لا يَتَّعِظُ الاّ بِالضّربِ»(2)
    خردمند، با ادب پند مي آموزد و حيوانات با کتک و زدن تربيت مي شوند.


    تنبيه کودک در سخن امام صادق عليه السلام:


    با توجه به مطالبي که گذشت و با عنايت به اينکه سراسر وجود کودک سرشار از عاطفه است و بسياري از رفتار و گفتارهاي خود را بر اساس برخوردهاي عاطفي والدين خويش قرار مي دهد؛ امامان عليهم السلام در بيان شيوه هاي تربيتي بويژه در مورد کودکان، مربيان را به استفاده از اين شيوه تشويق کرده اند.


    مربياني که با فرزندان خود با خوشرفتاري و محبت برخورد مي کنند، مي توانند از «قهرکردن» با کودک به عنوان يک وسيله اصلاحي بهره برداري کنند.


    فردي خدمت امام صادق(ع) شرفياب شد و از فرزندش شکايت کرد. امام(ع) در پاسخ او فرمود:


    «لا تَضْرِبْهُ وَاهْجُرْهُ و لا تُطِلْهُ»(3)


    او را نزن، با او قهر کن ولي اين قهر را طولاني نکن.


    نکات مهم در تنبيه کودک:
    1ـ در تنبيه، پدر و مادر با هم اقدام نکنند، اگر يکي طفل را تنبيه کرد، ديگري به عنوان پشتوانه روحي او باقي بماند.


    2ـ پيش از تنبيه بايد ريشه تخلف را کشف کرد و سپس به رفع آن اقدام نمود.


    3ـ تنبيه به عنوان آخرين ابزار تربيتي مورد استفاده قرار گيرد.


    4ـ بايد عمل کودک را تنبيه کرد، نه شخصيت و تمام وجود او را.


    5ـ تنبيه با جرم و خطاي کودک متناسب باشد.


    6ـ تنبيه چند جانبه نباشد؛ يعني به اين صورت نباشد که طفل هم کتک بخورد، هم سرزنش شود و هم مورد تمسخر قرار گيرد.


    ملامت کودک
    بيشتر والدين در برخورد با خطاهاي کودکان، آنها را تنبيه نمي کنند، اما بيش از آن کودکانشان را مورد سرزنش خود قرار مي دهند، که اين شيوه موجب گستاخي کودک در برابر والدين خود مي شود و زمينه اصلاح او را از بين مي برد.


    در تربيت، از ملامت به عنوان يک وسيله اصلاحي حساب شده مي توان استفاده کرد.


    ملامت لازم نيست که به صورت غليظ و همراه با خشونت باشد بلکه ممکن است به صورت سؤالاتي از کودک باشد که او را وادار به انديشيدن در رفتار خود مي کند. براي مثال مي توان به دور از عصبانيت با جملاتي از قبيل: آيا در خطاهاي خود فکر آبروي خود و ما را نکردي؟ آيا نمي خواهي در رفتار و گفتار خود تغييري ايجاد کني؟ و ... او را متوجه خطايش کرد.


    افراط در ملامت
    مربياني که براي تربيت کودکان خويش با ابزار سرزنش جلو مي روند و او را به خاطر کوچکترين لغزش و بدون در نظر گرفتن نوع جرم و سن کودک، مورد سرزنش قرار مي دهند، بزرگترين اشتباه را مرتکب مي شوند.


    افراط در سرزنش، کودک را لجباز و نااميد بار مي آورد، به طوري که او خود را قابل اصلاح نمي داند و به تدريج تعادل رواني خود را از دست مي دهد و براي خود آينده اي تاريک تصور مي کند، از اين رو براي آرام کردن خويش، به خرابکاري، فريبکاري، سيگار، فرار از خانه و مدرسه روي مي آورد و گرفتار ناآرامي عصبي مي شود. حضرت علي(ع) مي فرمايد:


    «الاِفراطُ في المَلامَةِ يَشُبُّ ميزانَ اللِّجاجِ»(4)


    زياده روي در سرزنش، آتش لجاجت را شعله ور مي سازد.


    --------------------------------------------------------------------------------


    1- فرهنگ عميد.


    2- غررالحکم، ترجمه محمدعلي انصاري، ج1، ص236.


    3- بحارالانوار، ج104، ص99.


    4- بحارالانوار، ج23، ص114.
    منبع: تبيان


    نظرات ديگران ( )